دهمین نشست از سلسله نشستهای سهراب: نقد و نمایش مرقّعات مؤسسه کتابآرایی ایرانی

به گزارش آژانس خبری سینمادرام، دهمین نشست از نشستهای سهراب به ابتکار «کانون مطالعات اسطورهشناختی میتاوخته»، وابسته به گروه پژوهشی هنر و معماری «پیدایش»، به میزبانی نگارخانه «لاجورد» برگزار شد. این نشستها که با هدف بازخوانی اسطورههای ایرانی در بستر هنر، معرفی هنرمندان جوان و نقد سنتهای تثبیتشده شکل گرفته، تمرکز اصلی بر شناسایی «سهرابهای جامعه» در عرصهی هنر ایرانی دارند؛ با رویکردی جوانگرایانه که سنت غلبهی نسل پیشین بر نسل نو را به پرسش میکشد و بهجای روایتهای تکراری از کشتن و کشتهشدن، مسیر شناخت، زندگیکردن و دوستداشتن را دنبال میکند. در داستان سهراب، فاجعه از نشناختن آغاز شد؛ و امروز نیز شناخت متقابل میتواند راهی برای گفتوگو و تغییر باشد.
نشست دهم، همزمان با دهمین سالگرد تأسیس مؤسسه کتابآرایی ایرانی، به بررسی نقشمایههایی اختصاص داشت که در مرقّعهای تولیدشدهی این مؤسسه طی سالها بهکار رفتهاند. پیش از ورود به تحلیلها، آقای محمدی، مدیر مؤسسه و سرپرست کارگاه مرقّعات، به معرفی مفهوم «مرقّع» پرداختند. مرقّع مجموعهای از قطعات خط، نگارگری، تذهیب و تشعیر است که با وجود بیارتباطی مستقیم، در کنار هم ترکیبی هنری میسازند. نخستین نمونهها در دورهی تیموریان شکل گرفتند و در دورهی صفویه به اوج رسیدند. دلایل گسترش این هنر شامل پارهشدن آثار نفیس، کاهش حمایت درباری و تمایل هنرمندان به خلق آثار مستقل بود. این روند بهتدریج باعث افول هنر کتابآرایی و فاصلهگرفتن «صورت» از «معنا» شد. آقای محمدی تأکید کردند که ابزارهای نو جای خلاقیت هنرمند را نمیگیرند و تذهیب همچنان ظرفیتهای بیپایانی برای تولید معنا دارد.

در بخش تحلیل نقشمایهها، اعضای کانون مطالعات اسطورهشناختی میتاوخته به بررسی نقشمایههای مرقّعات پرداختند. ابتدا خانم مروارید جلالی با روش اسطورهشناسی طبیعی، به بررسی گل نیلوفر و گل شاهعباسی در مرقّعهای «بهار مولانا» و «دختر بهار» پرداختند. ایشان با اشاره به روایتهای زایش میترا، به ریشهشناسی واژهی نیلوفر و پیوند آن با روایت سه منجی پرداختند.
سپس، خانم نسترن هاشمی با بهرهگیری از روش اسطورهتمثیلی ژرژ فردریش کروزر، نقشمایههای «چهارباغ»، «چلیپا» و «چلیپای شکسته» را در مرقّع «نوروز» تحلیل کردند. آقای مازیار آخوندی با روش اسطورهشناسی تحلیلی دوران، به بررسی نقشمایههای «درخت زندگی»، «دهان اژدری» و «درخت مطبق» در مرقّع «بهار مولانا» پرداختند.
خانم سهند محمدی خبازان با روش نشانهاسطورهشناسی رولان بارت، نقشمایههای «سرو» و «علم و کتل» را در مرقّع «شاهالست» تحلیل کردند. همچنین، خانم ساینا محمدی خبازان با روش اسطورهباستانشناسی اسماعیل گزگین، نقشمایهی «شمسه و سهتایی» را در مرقّع «نوروز نو» بررسی کردند و آن را در روایتهای تورانی، مهری و زرتشتی تحلیل نمودند.
در پایان، دکتر بهروز عوضپور، رئیس گروه پژوهشی هنر و معماری «پیدایش»، با تمرکز بر مفهوم خلاقیت در هنر تذهیب سخنرانی کردند. ایشان با اشاره به نظریات ابنسینا و رسالهی فایدروس، خلاقیت را تنها راه عبور از انفعال فرهنگی دانستند. در پاسخ به پرسشی درباره نبود حمایت طبقهی حاکم از هنر، به اقدام سلطان محمد نگارگر در دورهی صفویه اشاره کردند؛ که در زمان افول حمایت شاه طهماسب، نگارههایی از دیوان حافظ را برای سام میرزا تولید کرد و آن را نمونهای از خلق هنر مستقل و مقاوم در برابر حذف فرهنگی دانستند.









